شنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۹

من و او

ما شباهت غریبی به هم داشتیم. من و او آنقدر با هم تفاوت داشتیم که شبیه هم شده بودیم. مثل شب که در غایت شب بودنش به روز بدل می شود

۲ نظر:

  1. zamane ziadi bud ke be donbale yek jomle migashtam ke arzesh khoondan ro dashtee bashe, kheily ziba bud tori ke dust daram lamsesh konam, vaghan hese khubi behem dast dad!!!

    پاسخ دادنحذف
  2. زندگی درکی است متقابل که بیشتر وقت ها مثل یک جاده ی دو بانده میشه که وسطش گاردریل گذاشتن و دو نفر در مسیرهای مختلف در حرکت هستند.

    پاسخ دادنحذف